- جدّی ؟! خودت می خواستی یا نمی فهمیدی ؟
- نه خاله ام برام مقنعه می دوخت، اونموقع تنگ دوخته بود . این شد که من جایزه ی بهترین پوشش مدرسه رو گرفتم .
وقتی فاصله ی یه زن یائسه تا خودکشی به اندازه ی قطر ابروهایی که مدت هاست دست نخورده اند ، وقتی نوکرم چاکرم دوتا رفیق به افتخار یه بادگلو میشه نصیب از ما بهترون ، وقتی محبت دو تا کبوتر عاشق به سلامتی یه بطر بنزین سوپر میره اونجا که عرب نی انداخت ، وقتی افتخار یه پدر به ثمره ی زندگیش به یمن حکایت پدر و پسر و خر میشه پودر رختشویی ، وقتی حماقت دلیلی واسه توجیح خودش نمیبینه ، وقتی هر چی ترشی جنین جا افتاده تر باشه بهتر میفروشه ، وقتی گفتن یه حرف یه درده و نگفتنش یه درده دیگه ، وقتی بی حوصلگی روشنفکری تره ، وقتی آقای رئیس با افتخار روبان فرهنگسرای بی عاری رو پاره می کنه ، وقتی فیلم تیکه تیکه شدن دو تن از شهدای گمنام با saw 5 تو box office رقابت تنگاتنگی داره ، وقتی روزنامه فروش سر چهاراه واسه دید زدن ناموست میگه : گواهی نامه کارت ماشین ؟ ، وقتی تاریخ انقضای ماست ترش بقالی محل قبل از تاریخ تولیدشه ، وقتی زهرمار ... ببخشید شما اینجا چی کار می کنین ؟ وقت قبلی داشتین ؟؟
.... فقط قبلش باهات یه کاری داشتم .. البته درسته که پرادو دودر نداشتم ........ ولی .. . ...... . .. تو وقت و بی وقت آرامش منی ........
دیروز جمعه ، روز تعطیل آقای پشت دریان بود . از این بهتر ممکن نبود . او تا ۱۰ صبح خوابید . نهار به منزل مادر خانومش اینا رفت . بعد از ظهر فوتبال تماشا کرد و تخمه شکست و تا نیمه شب داشت توانایی کنترل تلویزیون را می سنجید .
امروز شنبه ، باز یک هفته ی کارمندی جدید شروع شد . صبح زود ساعت ۶ آقای پشت دریان در حالی که با پلک های سنگین وزنش کشتی می گرفت ۴۵ دقیقه را در صف شیر سپری کرد . ساعت ۸ صبح درست مثل ۱۱ سال گذشته پشت میز همیشگی نشسته بود و منتظر بود که مبادا ارباب رجوع سر برسد . چایی - روزنامه - پرونده . عصر شد و عذاب عادت به پایان رسید . تعاونی اداره ارزاق را به نرخ دولتی توزیع می کند . آقای پشت دریان مرد صرفه جویی است . او به خوبی توانسته با وجود گرانی و تورم و کاهش قدرت خرید همچنان با همان حقوق سابق ( با اندکی افزایش ) زندگی خود را بگذراند و احیانا ذره ای به فکر تغییر وضعیت موجود نباشد . او به خوبی می داند که چه کسانی با چه پیشینه ی خانوادگی باعث این وضعیت او هستند . خود او در این میان هیچ نقشی ندارد . بیچاره آقای پشت دریان .
- بله ؟
- این آجرا حسابی قوی هسّه ؟ خیالم راحت باشه ؟؟
- آره همه ی مصالح با نظارت کامل خریداری شده ؟ شما دیوارتو خوب بچین اوسّا
- نه .. یعنی می خواسم ببینم چند ریشه زلزله رو می تونه تحمل کنه ؟
- اینا همه تو نقشه لحاظ شده . به اندازه ی کافی هم مقاومه . کارتو بکن
- نقشه دم دست هسّه ؟
- واسه چی می خوای ؟
- یه نگا بهش بندازم که عیب نمی کنه ؟ ها ؟؟
- آخه اون به کار شما نمیاد ، منم که ناظرم همه ی نقشه رو نمی فهمم ؟
- تو که خودم می دونم دیپلم ردّی ای ، اصلا معیار نیستی ، من که یک ماه و نیم دیگه میشه ۲۱ سال که بنّا بودم می فهمم . بپر نقشه ها رو بیار
- اوسّا شما کارتو بکن ، مثکه هوس کردی بندازنت بیرون
- بلت نیستی نقشه رو از روزنامه تشخیص بدی چرا غاطی می کنی ، ضعفتو بپذیر ، قبول کن ، همین باعث پیشرفت آدم تو زندگی میشه ، به همین اطرافت نگا کن و از آدمای موفق درس بگیر
- حداقل من از زیر طاق نصرت اول دبستان یه بار رد شدم ، بعدم خوبیه من اینه که تو کار معمار دخالت نمی کنم ، وظیفه ی من این بود که به تو بگم چی بسازی و چجوری بسازی ، خودمم خوب نمی دونم چرا ؟ کارو می سپرم دست کاردون . اونکه نقشه رو کشیده بهتر از من و تو میدونه چجوری هم باید ساختش . ( سرکارگر رو به دوربین می کند و با لحنی عبرت انگیز ادامه می دهد : ) خوانندگان عزیز با ثبت نام در کلاسهای نهضت سوات آموزی به مقاومت ساختمان های خود بیفزاییم ، با تشکر .
همه ساکت بودند ناگهان خری گفت : ........ گوینده خر است ....
چقدر خوب بود اگه یه مدت همه عالم به گوش من مرخصی استعلاجی می دادن ..
میخوام سکوت مطلق حاکم بشه . بعد بهت تعظیم کنم و با اشاره بگم : شما بفرمایین ...
چقدر خوبه حالا که عیده همه دست به دست هم خفه شیم و زندگیای خودمونو بکنیم .
با تشکر
هر چی فن آوری خز و خیله این روزا داغه . بیو تکنولوژی و هوش مصنوعی و ژنتیک و اینترنت و نانوتکنولوژی و هولوکاست و لاگوست و فاوست و هزار تا خزعبل خارجه ای دیگه . میخوام صد سال سیاه گوجه فرنگی ها مکعب نباشه . کی گفته که کلیه پلاستیکی بهتر کار میکنه ؟ حالا مثلا از این ور دنیا بوی عرق شوهر عمه ام که پناهنده ی قزاقستان شده نشنوم خاطراتش زنده نمیشه ؟ یارو صد سالشه ، میخواد سقط شه ، چیکارش داری بنده خدا رو با این حالش چهارصد سال دیگه هم اسیر دیار غربت کنی ؟
خوبیه صنف کولی اینه که هر چی هستن فرافکن نیستن . گوش میدی . من قبول دارم . کولی هم کولی های قدیم . کولی های مدرن هم دنبال گونی ضد آب و نسوز میگردن که روش بساط کنن . همه ولع دارن ، حالا دقیقا واسه چی ؟؟ ممنون میشم اگه کمکم کنین ، شما میتونین با روابط عمومی سازمان تماس بگیرین و یه کره ی خاکی رو از نگرانی درآرین .
خطاب به شما نوع بشری که بعد از یه روز کاری به کانون گرم خانواده برگشتین و دارین ما رو نگاه میکنین : هو مگه از خودتون ناموس ندارین ؟ میدونم که خیلی دیر شده ولی بعد از یه تاریخ عمر با " عزّت " که از خدا گرفتیم بذارین باقیش هم از خودش بگیریم . نمیگم نکنین که ! تا میتونین رفاه درست کنین ، نفت بیارین سر سفره ، با نون بخورین که سیر شین . فقط یه جاهایی رو بی خیال شین ، چوب تو هر سوراخی نکنین . به خدا از همین الان آخر عاقبتش معلومه . من به نوبه ی خودم نوکر پدر همه تونم هستم اگه فقط یه لطف کوچیک در حقّم بکنین ، دل یه جوونو شاد کنین که به آرزوش برسه : من همیشه آرزو داشتم که وقتی نوه ام عکس منو نگاه میکنه با تعجب نپرسه : مامان ! مامان ! نئاندرتال که میگن همینه ؟ اگه این آدمه پس ما چی هستیم اگه ما آدمیم پس این چیه ؟ بذارین بچه هامون شبیه آدمیزاد بمونن .
کولی بازی وقتی به درد میخوره که به یه دردی بخوره . آدم وقتی داد میزنه که دردش بیاد . حتی گاهی درد بی درمون یا درد بی دردی هم میتونه داد آدمو در بیاره . کولن همه چی وقتی خوبه که درد آدمو کم کنه یا داد آدمو خفه کنه ، بلکمم یهو دیدی درد آدمو درمون کنه . خستگی هنر عصر ماست ، اون که هچ . ولی نکته ای که هست اینه که آدم مگه بدون درد هم میشه ؟ درد و داد و درمون و آدمو با هم از بهشت انداختن بیرون . خوب ما هم که به مراممون نمیخوره رفقای قدیمی رو دو در کنیم . کلبه هم کلبه های قدیم ، دیگه اینجا رم باید نم نم واسه ختم و عروسی کرایه بدیم بلکه بشه گفت به یه دردی خورده . در اینجا جا داره با نام و یاد خدا یه بیت شعر بخاطرم اومد که بی مناسبت نیست اگه کولی که به همه میخندید بشه سوژه ی خنده :
هر کی به سس دس بزنه گارسونه نیشش میزنه
من که دیگه عادت کردم هر وقت دیدم همه چی خوبه منتظر یه اتفاق بد باشم . ابتلا و آزمایش آدمو واکسینه میکنه ، قبول . فقط خانوم دکتر این ورمون کبود شد انقدر آمپول زدین توش ، پس فردا برم خواستگاری یه وقت معاینه ام کنن ، میگن شما کرکی این ، زیر کتک دخترمون ممکنه دووم نیاری ، کنده بشی ، اونوقت بهم جواب رد میدن ، آخه خدا رو خوش میاد ؟ ما که نمیگیم نزنین که ، میگیم اونورمون بزنین ، قبلش هم خبر بدین که شل کنیم . خدایا به جون خودت اگه به اون قضا و قدرت چشمداشتی داشته باشم . ندارم آقا ندارم . شاکی هم نیستم ها ، خیلی هم کولی ام . وجداناً تا اینجا هم زندگیم بهشت بوده ولی این یکی رو ختم به خیر کن . از ختم به خیر های خودمون ، نه ختم به خیرای خودتون ، گرفتی دیگه ؟ ایول .
خلاصه که این بنده ی کمترین با تمام کولی بودنم درد عشق گرفتم ، در دهنم هم یه مدت تا جایی که میشده دادم گل گرفتن ، چون دهن واسه سلامتی مضرّه . اینا رو گفتم چون خودم دل درد داشتم از اینکه کلبه مو خاک گرفته ، البته بهانه اش یه آدم بود ، و الا بچه ها میدونن ، تفریح آخر هفته ی من fight club با بچه محلّاست . به هر حال کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه ، مرسی از رسیدگی .
